تبليغاتX
هر کسی از ظن خود شد یار من

سلام. فقط یه توضیح بدم که چرا دیر به دیر آپ می کنم.

اولاً که خیلی سرم شلوغه و فرصت نمیشه. ثانیاً نمیخام برای آپ کردن مطلب بتراشم. تا حرفی تو دلم نمونه تو بلاگ نمیذارمش. خلاصه این که کلی شرمندم!!

این شعر رو هم از یکی از وبلاگا ورداشتم که با اجازه ی صاحب وبلاگ براتون میذارم.

 

نميدانم پس از مرگم چه خواهد شد

   نميخواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم چه خواهد ساخت

   ولي بسيار مشتاقم

   که از خاک گلويم سوتکي سازد!

   گلويم سوتکي باشد...

   بدست کودکي گستاخ و بازيگوش

   و او يکريز و پي در پي

   دم گرم خودش را بر گلويم سخت بفشارد

   و خواب خفتگان خفته را آشفته تر سازد

   بدين سان بشکند در من

   سکوت مرگبارم را !


(دکترعلی شریعتی)

از وبلاگ http://darksound.blogfa.com/

+ نوشته شده توسط alireza در جمعه 4 آبان1386 و ساعت 0:24 AM |

سلام

الوعده وفا! اما شرمندمم که یه مقدار دیر شد و موضوع کلاً از دهن افتاد!!

قول داده بودم در مورد سخنرانی پرزیدنت احمدی نژاد مطلب بنویسم اما متأسفانه اونقدر سرم شلوغه که تا امروز که 17 مهرِ بود هنوز فرصت نشده بود!!

همین الانم از بین کارام, وقت دزدیدم که بنویسم. نوشتنی زیاد دارم پس حاشیه رو تموم می کنم.

فقط این نکته رو بگم که چون مطلب طولانی شد، در 2 پست براتون میذارمش که خوندنش راحت تر باشه. اما جوری میذارم که از همون بالا به پایین بخونید!

قبل از این که چیزی بگم حمایت خودم رو از آقای احمدی نژاد به عنوان رییس جمهور کشورم مخصوصاً در مجامع بین المللی اعلام میکنم و ذکر می کنم که صحبت ها و انتقادات احتمالی من از ایشون فقط از سر اظهارنظر هستش و اینکه اگه کسی دلایلی داشته باشه که ثابت کنه من اشتباه می کنم با افتخار می پذیرم و متعهد می شم که توی همین وبلاگ حرفم رو پس بگیرم و از همگی معذرت بخام!

و اما اصل مطلب:

1- دانشگاه کلمبیا: بنده جداً رفتار زشت رییس دانشگاه کلمبیا رو محکوم میکنم اما درعین حال مقداری هم بهشون حق می دم! رییس جمهور ما هرسال به کشوری سفر می کنن که پرچمش درطول سال در کشور ما به عناوین و بهانه های مختلف بارها و بارها سوزونده می شه و فریادهای مرگ بر آمریکامون رو دیگه همه ی دنیا شنیدن! حالا با چنین وضعیتی آیا خیلی عجیبه که عده ای از حضورش خوشحال نباشن؟!!

مگه توی کشورما همچین اتفاقاتی نمیفته؟!! مگه همین چند سال پیش تو همین دانشگاه تهران دانشجوا هرچی تونستن به آقای خاتمی که تازه رییس جمهور 30میلیون رأیی خودشونم بود نگفتن؟!! مگه اگه یه روزی -خدای نکرده!!- آقای بوش تشریف بیارن تهران برخورد بهتری باهاشون میشه؟!!

ما بخایم یا نخایم این اتفاق افتاد و به رییس جمهور کشورمون توهین شد و ما قبولش داشته باشیم یا نداشته باشیم باید به عنوان ایرانی ناراحت باشیم و سعی کنیم از تکرارش جلوگیری بشه! در مورد این هم که آقای احمدی نژاد بعد از شنیدن اون حرفا باید چه کار می کرد هم ترجیه می دم چیزی نگم چون خودمم هنوز جواب درستی واسش ندارم!

2-در مورد بند 3 صحبت های رییس جمهور در مورد مبارزه با فرهنگ های بومی بدون هیچ توضیحی فقط می گم که متأسفانه در کشور خودمون هم این مسأله یه جاهایی دیده میشه و دیگه داره باورم میشه که یه جورایی اجتناب ناپذیره! بیشتر از اینم نه توضیح میدم نه مثال می زنم و خواهش میکنم تصور خاصی نکنید.

+ نوشته شده توسط alireza در چهارشنبه 18 مهر1386 و ساعت 0:42 AM |

3-در مورد شورای امنیت و قدرت نفوذ کشورهای بزرگ در تصمیمات و اقداماتش هم باید عرض کنم این کشورها قدرت اجرایی و اقتدار شورای امنیت را تشکیل می دهند و علی رغم رد این بی عدالتی این توضیح رو میدم که 5کشوری که حق وتو دارند اعضای دائمی سازمان مللند و اگر نیازهایشان برطرف نشود و از سازمان ملل خارج شوند این سازمان هم به روز جامعه ی ملل می افتد که بعد از جنگ جهانی اول تشکیل شد و به دلیل خروج کشورهای بزرگ از آن وجاهت و اقتدارش را از دست داد و بالاخره منحل شد. اگر این کشورها نباشند شورای امنیت با تکیه بر چه نیرویی کشورها را وادار به انجام مقررات بین المللی کند؟!!

در فصل هفتم منشور سازمان ملل متحد موضوع اقدام در موارد تهدید علیه صلح, نقض صلح و اعمال تجاوز دقیقاً بررسی شده و وضع قاطعانه ی این مواد در منشور سازمان ملل فقط به دلگرمی قوای نظامی این کشورها صورت پذیرفته است.

هرکس علاقه ای به خوندن منشور کامل سازمان ملل یا هرکدوم دیگه از میثاق ها و عهدنامه های بین المللی داشت, با e-mail یا از طریق yahoo messenger باهام هماهنگ کنه که براش بفرستم یا راهنماییش کنم که از کجا گیر بیاره!

4-درمورد تعریف و تمجیدایی که رییس جمهور عزیزمون از آژانس بین المللی انرژی اتمی کردن هم جا داره که اساساً ابراز تاسف بکنم و این سوال رو -هرچند که هیچوقت به گوشش نمی رسه- از آقای احمدی نژاد بپرسم که جنای آقای رییس جمهور آیا خود شما نبودید که تا چند ماه یش تمام حرفایی که امسال تو نیویورک راجع به شورای امنیت زدید رو به آژانس نسبت می دادید و تمام صحبتاتون انتقاد از آژانس بود؟!! آیا با شعارهای شما همخونی داره که مانع اصلی پیشرفت های هسته ایمون رو فقط به خاطر اینکه مدتیه داره وانمود می کنه که وظیفه شو انجام میده اینقدر تکریم و تمجید کنیم؟!!

آیا دقیقاً ملاک خوب یا بد بودن یک سازمان بین المللی همینه که بدون اینکه تلاش دیپلماتیکی که مد نظر اوناس انجام بشه به نفع ما رای بدن و اگه این کار رو با دلایلی که به نظر خودشون کافیه انجام ندادن بدترینن!!

فکر نمی کنم شایسته ی مردم ایران که بر اساس معتبرترین آمارها باهوش ترین مردم دنیا هستن با یه تغییر موضع سیاسی اینقدر برنامه هاشون رو تغییر بدن و در چنین اجلاسی تمام برنامه هاشون رو بدون کمترین اشاره ای به بدی های گذشته به عهده ی آژانس بزاده که معلوم نیست یهو چطور شده که از ما خوششون اومده؟!! البته شاید از برکات ماه رمضان بهره مند شدن(ان شاء الله)

مخلص کلام اینکه ما قبلاً هم از این اعتمادها ضربه خوردیم. بزرگترینش هم وقتی بود که به روسیه اعتماد کردیم و همه چیزو به روسا سپردیم. و البته اونا هم نامردی نکردن و تو شورای امنیت تا تونستن واسمون زدن و آخرشم بر علیه ما رأی دادن. بهتره یادمون نره که: «مومن از یک سوراخ دوبار گزیده نمی شود»

5-آقای احمدی نژاد همه چیز رو زیر سوال بردن و رد کردن اما خبری از ارائه ی پیشنهادی که از اول قولش رو دادن نبود!

یعنی جداً یادشون رفته پیشنهادا رو مطرح کنن یا خودشون هم فهمیدن که کاری نمیشه کرد و باید ساخت!!

+ نوشته شده توسط alireza در چهارشنبه 18 مهر1386 و ساعت 0:41 AM |
عاجزانه خواهش می کنم نظراتتون رو در مورد سخنرانی اعلام کنید.

الان که دارم وبلاگ رو آپ می کنم تازه ۱۰-۱۵ دقیقه می شه که خبر رو سایت خبرگذاری فارس اومده و خودم هم هنوز نخوندمش.

توضیحات رو ایشالا تو پست های بعدی میدم.

http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8607040003

+ نوشته شده توسط alireza در چهارشنبه 4 مهر1386 و ساعت 1:25 AM |
اول سلام
خیلی مختصرو مفید میرم سر معرفی خودم و وبلاگم و اینکه چرا میخام بنویسم.
من علیرضا حاجعلی , ایرانی , ساکن کرج, دانشجوی حقوق(ورودی85) دانشگاه آزاد(!!!) واحد شهریار هستم
از خودم بسه! حالا از وبلاگم بگم
همیشه دلم میخاست جایی باشه که بتونم بنویسم؛ اما هیچوقت حوصله ی روی کاغذ نوشتن رو نداشتم
وقتی هم که به وبلاگ فکر می کردم تو دلم می گفتم بابا کار تو نیست! اینایی که وبلاگ مینویسن خیلی دست به قلمن و روزی چند برابر اونایی که تو وبلاگ میارن رو واسه خودشون مینویسن
کار به اینش ندارم که وبلاگ نویسا همچین آدمایی هستن یا نه؟!! فقط همینقدر بگم که نمی دونم چطور شد که یهو زد به سرم و اعتماد به نفس فوق العاده ای واسه نوشتن پیدا کردم.
منم معتلش نکردم و زود اومدم سروقت کامپیوترم و یه وبلاگ رو استارت زدم!
خط مشی وبلاگ اجتماعی و کاملاً آزاده.
میخام جزء اولین کسایی باشم که اجتماعی مینویسه و مردم رو به اجتماعی نوشتن میخونه.
این که گفتم اولین کسیم که اجتماعی مینویسه دلیل داشت!
بزرگترین مشکل ما اینه که هرجا اتفاقی که خیلی مطابق میلمون نباشه میفته زود میریم سر سیاست و پدر دولت و 1000 نفر دیگه رو در میاریم.
به نظر من سیاسی حرف زدن اصلاً کار سختی نیست و از هر کسی بر میاد و سواد و اطلاعات خاصیم نمیخاد
سیاست حداقل به اون معنی که عوام میدونن بیشتر بیان وضعیت موجوده و چندتا اصل ساده بیشتر نداره.
به همین دلیلم هست که همه می تونن سیاسی حرف بزنن
اونم برای ما ایرانیا که سواد سیاسی یه راننده تاکسیمون از خیلی سیاستمدارای خارجی اگه بیشتر نباشه کمتر نیست!!
در هر صورت من میخام راهی پیدا کنم که دیگه وقتی خاستیم انتقادی بکنیم بحث رو اجتماعی شروع نکنیم و سیاسی ادامه بدیم که هیچوقت تموم نشه.
میخام تو این وبلاگ با همدیگه تمرین کنیم که اجتماعی صحبت کنیم.
میخایم امتحان کنیم ببینیم که اگه حرفامون رو اجتماعی بزنیم, بازم اینقدر به اختلاف نظر میخوریم؟!!!
به عنوان پست اول خیلی پرچونگی کردم.
شاد باشید
+ نوشته شده توسط alireza در سه شنبه 3 مهر1386 و ساعت 2:16 AM |